خونریزی هنگام مدفوع کردن اولین نشانه های سرطان روده در من بود. اول فکر میکردم که این خونریزیها ممکن است به دلیل پولیپ باشد. ولی با شدیدتر شدن خونریزی و افزایش دفعات آن، تصمیم گرفتم که به پزشک مراجعه کنم.
پزشک برای من کولونوسکوپی تجویز کرد. هفته بعد رفتم و کولونسکوپی انجام دادم. اول پزشک یک لوله که سر آن یک دوربین داشت را وارد مقعد من کرد. بعد تصاویری از داخل روده من روی یک صفحه نمایش پخش شد. بعد پزشک با دست به توموری که در روده من وجود داشت، اشاره کرد.
سرطان روده من از نوع تهاجمی بود. به همین دلیل، درمان باید بلافاصله شروع میشد. قرار بر این بود که اول پرتودرمانی و بعد جراحی انجام بشود. پرتودرمانی به صورت فشرده و به مدت یک هفته ادامه داشت. در این مدت، من احساس تهوع میکردم. به خاطر همین، پزشک دارویی برای من تجویز کرده بود که باید یک ساعت پس از پرتودمانی میخوردم. درد معده مشکل دیگری بود که در آن یک هفته داشتم. پیش از جراحی، پزشک من را در جریان مراحل جراحی و اتفاقاتی که قرار است رخ بدهد، قرار داد. برای مثال، گفت که شاید نیاز به ایجاد یک استوما باشد.
اول قرار بر این بود که استوما از نوع موقت باشد. ولی هنگام جراحی مشخص شد که تومور تا بخش های پایینی روده نیز پیشرفت کرده است. به خاطر همین، یک استومای دائمی در دیواره شکم من ایجاد کردند.
در حال حاضر، من به این استوما عادت کردم. البته اوایل سختی های خودش را هم داشت. وقتی من لباسهای خودم را به تن میکردم، احساس میکردم که این کیسه زیر لباسم خیلی مشخص است. البته دوستانم به من میگفتند که خیلی هم مشخص نیست. ولی خب من تصمیم گرفتم که لباس هایم را جوری انتخاب کنم که خیلی چسپان و تنگ نباشد تا این کیسه کمتر دیده بشود. همچنین، یک خرده زمان برد تا متوجه بشم که چه غذاهایی بهتر و راحت تر هضم میشوند و برای من مشکلی ایجاد نمی کنند.
نکته دیگری که باید بگم این هست که من عاشق مسافرت هستم. خوشبختانه داشتن استوما هیچ مانعی برای مسافرت کردن من ایجاد نمی کند. همین چند روز پیش بود که من به شیراز سفر کردم و هیچ مشکلی برای من به وجود نیامد.